ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
897
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
ميرزا محمد حسين نائينى . پنجاهم ملا محمد صادق قمى . پنجاه و يكم ميرزا محمد محسن آقا بزرگ مؤلف « نقباء » . پنجاه و دويم حاجى آقا محمد مهدى كرمانشاهى . پنجاه و سيم شيخ مرتضى آشتيانى . پنجاه و چهارم سيد مشكور طالقانى . پنجاه و پنجم سيد مصطفى نخجوانى . پنجاه و ششم سيد ميرزاى افجهئى . پنجاه و هفتم سيد يحيى لواسانى . مرحوم حاجى ميرزا حسين چنان كه اشاره بدان نموديم انسى سخت بمسجدين مقدس كوفه و سهله داشت . در « نقبا : 576 » فرمايد : وى معتاد به زيارت حضرت سيد الشهداء ( عليه السلام ) مخصوصا پياده در زيارات مخصوصه بود ، و هرگاه به مسجد كوفه مىرفت ديده نمىشد مگر در ركوع يا سجود چه پيش از فريضه چه بعدش تا بيرون بيايد و همى نماز قضا براى خود و پدر و مادرش بجا مىآورد ، و در هر روز بين الطلوعين مواظبت بر زيارت عاشورا و خواندن دعاى سيفى « مروى از حضرت أمير المؤمنين ع » داشت . و بالجمله ، هيچكس در ورع و پرهيز - كارى و قدس و نسك او شكى ندارد ، تا اينكه شبى به عادت خود در مسجد سهله براى تهجد برخاست و در بام مقام مهدى ( ع ) براى تجديد وضو بپاى شد و از ضعف بينائى در پلهها افتاد و ران چپ او را آفتى رسيد كه تا هنگام وفاتش اثر آن باقى بود ، و چشمش در أواخر عمر طورى شد كه هيچكس را نمىديد بلكه تمام قواى بدنى او از پيرى و طول عمر از كار افتاد . و با اين همه كه گذشت در جنب عبادت حضرت پروردگار ( جلجلاله تعالى ) سخت توانا بود ، و در عبادت و نماز و تلاوت ادعيه و قراءة قرآن چنان به كار بود كه بسيارى از جوانان قوى المزاج نمىتوانستند متحمل آن باشند . و بالاخره ، در موقعى كه در مسجد سهله بپناه مقامات مقدسه پيغمبران خدا بود ، در بين الطلوعين روز جمعه دهم ماه شوال المكرم سنه هزار و سيصد و بيست و شش - بنص « نقباء » - مطابق 14 عقرب ماه برجى ، وفات كرد ، پس وى را بشريعهء كوفه بردند و در نهر فرات غسل داده و بر سر دوشها بنجف حركت دادند ، و جميع مردمان آن شهر باستقبال آن آمدند و روزى مشهود بود ، و فرزندش شيخ محمد بر آن نماز خوانده و در محله عماره در آخر بازار در طرف شرقى مسجد ميرزاى شيرازى ؛ پهلوى مسجد بزرگ خودش در مقبرهء مخصوصى كه خود آن را تهيه نموده بود دفن كردند و در بسيارى از شهرها مجالس تعزيهء او را به پا داشتند ، انتهى . بتغيير يسير .